تبلیغات
Dokhtare BaroOni - اونایی که غایبن دستا بالا!!
Dokhtare BaroOni


کسی صدای منو میشنوه؟؟؟؟



گاهی رفتار یک نفر.. فقط یک نفر..باعث میشه به همه دنیا بی اعتماد شی.. اونایی که با منن دستا بالا...

چیه؟ دستاتون گیره؟ چی کار دارین میکنین؟ با خودتون... با همدیگه!!

ماها با هم مثل گوشت قربونی رفتار میکنیم..

من نیومدم دنیا رو عوض کنم.. من اومدم نگاه کنم.. به اون سادگی که همه قبولش دارن.. پس چرا به هم که میرسین پیچیده میشین؟

ماها نمیدونیم باید از هم بترسیم یا به هم اعتماد کنیم..  ما هیچوقت نمیفهمیم کی راست میگه کی دروغ.. ماهابه هم نگاه میکنیم.. میدونیم که هممون ادمیم.. هممون دل داریم.. میتونیم یه رنگ باشیم.. ولی هزار رنگیم..

نمیدونم چرا این روزا اگه یه گوشه بشینی و بری تو فکر.. اگه صفحه اول کتابت شعر بنویسی.. اگه به یه نقطه نگاه کنی و حواست پرت شه..   همه میگن: شکست عشقی خوردی؟؟؟

واقعا شکست عشقی یعنی چی؟  یعنی مثلا با یکی دوست باشی و بعد بزاره بره؟؟  خب اسم اینو میشه گذاشت یه اتفاق.. یه بخشی از زندگی.. یه اتفاقی که باید می افتاد و حالا  افتاده.. نمیدونم.... هر چی..   به هر حال واسه منم پیش اومده.. ولی این کلمه ی شکست عشقی این روزا خیلی کلیشه ای شده.. این قدر که اصلا بی ارزشو عادی شده... بابا جون یکیو به بازی گرفتن.. گند زدن به احساسش... چرا ساده رد میشیم؟؟؟

تو این دنیا هر چیزی که زیاد تکرار شه.. حال ادمو به هم میزنه.. این طور نیست؟؟؟

بهتره یه اسم دیگه واسه این اتفاق!!! انتخاب کنم..

شکست واژه ی تلخیه.. شکست تو هر چیزی.. به نظر من شکست اون وقتیه که اعتمادت لگد مال شه.. از کسی بخوری که فکرشم نمیکردی..      امشب یکی بهم گفت به قیافت میخوره ساده باشی.. این جمله رو زیاد شنیدم.. نه درباره ی خودم.. ولی شنیدم.. ولی هیچوقت نفهمیدم منظور اون طرف که میگه ساده ای .. یعنی خوبی یا بدی؟؟؟   اصلا سادگی خوبه یا بده؟     من سادگی رو دوست دارم.. همیشه ساده عمل کردم.. ولی ساده نیستم.. شاید واسه اینه که نمیخوام باور کنم دورو برم چه خبره.. شاید اگه باور کنم دیگه نتونم زندگی کنم.. من عاشق یه رنگیم ولی باهام یه رنگ نبودن..  چون ساده عمل کردم همیشه ضربه خوردم و خواهم خورد..

من به ظاهر چیزیم نیست و نباید باشه.. چون کسی متوجه نیست.. من اگه تا صبحم بگم کسی متوجه نیست.. پس بهتره خوب باشم.. پس بهتره بخندم.. گریه هام مال خودم.. خنده هام مال دنیا..

این قدر که نگفتم حرفامو یادم رفته چجوری باید بگم.. وقتی حرفامو ساده میکنم میشه عین اتفاقای روزمره که واسه هر کسی می افته..  اخرشم همه میگن بیخیال بابا.. سخت نگیر.. میگذره.. این جملات واسه من مثل شکنجست.. خیلی احمقانست که ماها ساده رد میشیم.. ماها چرا این قدر که ساده رد میشیم ساده نیستیم؟؟؟

جالبه که تهش همه سادگی رو دوست دارن ولی پاش که می افته پیچیده میشن.. ماها ساده رد میشیم... از فکرامون.. از احساسمون.. از احساسمون به دیگران.. حتی از خیابون!!!!

من خیلی گشتم!! اخرش یکی رو پیدا کردم که بتونه درکم کنه.. اون میفهمید.. مثل من ساده رد نمیشد.. همه چیز زیره ذره بینش بود.. من اینو دوست داشتم.. این نگاه دقیق و دوست داشتم.. اما نوع رابطمون عوض شد.. حالا حتی حاضر نیست به حرفای من گوش بده.. نگاهاشو واسه خودش نگه میداره.. حرفاشو واسه خودش.. نمیخواد به من کمکی بکنه.. و من از تنهایی یه کوه پر از حرفم.. حرفایی که شاید به ظاهر حرف نیست.. اما این قدر قدرت داره که تا مرز جنون بکشوندت!

اون دقیقا همون چیزی شده که من هرگز نمیخواستم.. خیلی چیزا رو حتی تو من تغییر داده.. و من سطحی شدم.. و دارم خورد میشم..     من موندم! چون میدونم اون همونیه که روز اول بود.. فقط با من غریبه شده.. شایدم زیادی آشنا!!

خودش میفهمه چی میگم!!

تو این دنیا همیشه اونایی که ساده رد شدن شاد بودن.. ولی حتی اگه تو پاییز وقتی از پیاده رو رد میشی.. به زیر پاهات نگاه کنی این قدر ذهنت درگیره برگای نارنجی میشه که نمیفهمی چطور به مقصد میرسی...

گاهی رفتار یک نفر.. فقط یک نفر.. باعث میشه به همه دنیا بی اعتماد شی.. اونایی که با منن دستا بالا!!!!







نوشته شده در دوشنبه 12 دی 1390 ساعت 02:37 ق.ظ توسط sogand shafei نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت