تبلیغات
Dokhtare BaroOni - پندار نیک کردار نیک گفتار نیک
Dokhtare BaroOni

بنام خداوند جان و خرد          کزین برتر اندیشه بر نگذرد


این بیت واسه همتون اشناست.. نه؟   اره درست متوجه شدین این بیت مال حماسه سرای بزرگمون فردوسیه..

راستش بعضی وقتا فکر میکنم با خودم میگم چقدر تاریخ و فرهنگ واسه ما ادما بی ارزش شده.. راستش این قدر درگیره روزمرگی ها هستیم که وقت نمیکنیم یه کتاب تاریخی دستمون بگیریم

همینه که دارن تمام تاریخ و فرهنگمون رو میبرن زیر سوال.. به نظر شما این طور نیست؟

همه ی دنیا میدونن ایران چه تاریخ پر عظمتی داشته.. هنوزم وقتی به خرابه های تخت جمشید نگاه میکنی  میتونی عظمت رو درک کنی.. شکوه رو درک کنی...

نمیدونم چطور بعضیا به خودشون اجازه میدن  این قدر راحت فرهنگ ایرانی رو زیر پا بزارن.. و تاریخ ایران رو بی ارزش نشون بدن.. و بگن ما ایرانیا هر چی داریم از اعرابه...

دوستان من اصلا نمیخوام نظر بدم.. میخوام قضاوت رو بزارم به عهده ی شما به نظر شما این طوریه؟

یعنی کل تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران هیچی.. و ما هر چی داریم از صدقه سریه اعرابه..؟؟

همون عربایی که دختراشون رو زنده به گور میکردن؟ موقعی که دختر داشتن برای اونا ننگ بود زنا پا به پای مردا تو ایران کار میکردن.. امکانات و آموزش های هنری و مهارت های حرفه ای برای زن و مرد یکسان و حقوقشون برابر بوده.. ما توی امپراطوری بزرگ عصر داریوش تساوی کامل حقوق زن و مرد رو داریم چیزی که تو اروپای قرن بیستم برای به دست اوردنش مبارزه میشد..

زنانی که کودکی به دنیا میاوردن برای مدتی از کار بیرون معاف بودن و حتی اون زمانی که در خانه بودن حقوق دریافت میکردن.. توی یکسری از لوح های گلی میبینیم که زن ها میتونستند به پست های بالا تری هم برسن.. مثلا توی کار های شاهی سرپرستی و مدیریت با زن ها بوده و حقوق زنان سرپرست بیشتر از مردان بوده!

خب اینا چیزیه که تو مخیله ی عربا نمیگنجید.. اصلا اونا میفهمیدن ارزش زن یعنی چی؟؟

قبول دارم که بعد از اومدن اسلام خیلی چیزا تو سرزمینشون تغییر کرد ولی اخه ببین اینا چه موجوداتی بودن که خدا صاف رفت جریان اسلام رو وسط اونا پیاده کرد..! یعنی کلا از هفت دولت ازاد بودن.. در حالی که ما تو ایران فرهنگ و تمدنی داشتیم که هنوز هم زبانزد تمام دنیاست..

جالب اینه که با این که خیلی از ادمای خود فروخته که مثلا کلی حالیشونه و چپ میرن و راست میرن از عربا دفاع میکنن بازم تهش عربا ایرانیا رو قبول ندارن.

اخه اونا یک هزارم فرهنگ ما رو نداشتن..  اون موقعی که ما تو ایران تساوی حقوق زن و مرد داشتیم اونا داشتن مارمولک میخوردن!

حالا این درسته که ما تمام چیزایی که از خودمون داشتیم رو نابود کنیم؟

یا این قدر نسبت بهشون بی توجه باشیم تا دیگران این اجازرو به خودشون بدن که تاریخ ما رو زیر سوال ببرین؟

من برای پیامبر خدا و فرزندانشون ارزش خاصی قائلم.. ولی  هرگز به کسی اجازه نمیدم که به تاریخ پر آوازمون توهین کنه.. دین یه بحث جداست و تاریخ و فرهنگ هر ملت یه بحث جداست..

همون عربایی که تو همون دوره پیامبر خدا رو دیده بودن.. حضرت علی رو دیده بودن.. کسایی که از یارای قسم خورده ی پیامبر بودن تمام نوه هاش رو قتل عام کردن..

غیر از اینه؟    این که ما محمد رو قبول داریم... علی رو قبول داریم .. میدونیم چطور انسان هایی بودن و چیکار کردن دلیل میشه که تاریخ خودمون برامون بی ارزش شه؟

تو ارامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد این عبارت نوشته شده

ای انسان.. هر که باشی.. و از هر کجا بیایی.. زیرا که میدانم خواهی آمد.. من کوروش هستم.. که برای پارسیان این دولت عظیم را بنا کردم.. پس بدین مشتی خاک که تن مرا میپوشاند رشک مبر..

اسکندر بعد از حمله به ایران وقتی وارد آرامگاه کوروش شد و این عبارت رو دید بسیار متاثر شد و وقتی دید که درب آرامگاه کوروش رو باز کردن و تمام اشیای گران قیمتی که باهاش دفن شده بود رو برداشتن دستور داد اون شخصی که این کار رو انجام داده بکشن..

حالا اون اسکندر مقدونی بود.. فکر کنین ما خودمون داریم تیشه به ریشه ی خودمون میزنیم... خودمون داریم تاریخ رو نابود میکنیم... کسی رو که تمام دنیا میشناسنش رو زیر سوال میبریم..

تو یه کتیبه از آشور نصی پال پادشاه آشور نوشته شده:

به گینابو حمله بردم.. و آنرا تصرف کردم.. ششصد نفر از جنگاوران دشمن را بی درنگ سر بریدم.. سیصد نفر را زنده زنده طعمه ی آتش کردم اسیران دیگر را پوست کندم و از دروازه ی اصلی شهر آویزان کردم..

کتیبه ای از بخت النصر:

به فرمان من صد هزار چشم دراورده شد و صد هزار قلم پار را شکستند.. من با دست خودم چشم فرمانده ی دشمن را دراوردم.. و هزار پسر و دختر را در آتش سوزاندم.. خانه ها را چنان ویران کردم که دیگر هیچ بانگ زندگی از آن برنخواست..

می بینین؟ جالب اینه که خیلی هم با افتخار اینارو مینوشتن.. و از کارایی که کرده بودن کلی حال میکردن و خوشحال بودن..

کوروش وقتی به بابل لشکر کشی کرد به خدای اون شهر تعظیم کرد.. هیچ کشتاری توی اون شهر رخ نداد.. و حتی یک نفر رو از خود همون بابل گذاشت تا به اون شهر حکومت کنه..

کوروش بزرگ:

هنگامی که من با صلح به بابل درامدم.. تخت پادشاهی را در جشن و شادمانی مردم آنجا پایه گذاشتم.. سربازان من با صلح و دوستی در شهر بابل به گردش درامدند.. من برای صلح کوشیدم.. من بیگاری و بردگی را برانداختم.. خانه ها و معابد ویران انان را آباد ساختم..

ملک و شعرای بهار شعر بسیار زیبایی در وصف کوروش سروده که امیدوارم خوشتون بیاد

ما کودکان ایرانیم..

مادر خویش را نگهبانیم

همه از پشت کیقباد و جمیم...     همه از نثل پور دستانیم..

زاده ی کوروش و هخامنشیم...   پسر مهرداد و فرهادیم

          تیره ی اردشیرو ساسانیم..

ملک ایران یکی گلستان است..   ما گل سرخ این گلستانیم...

کجا رفت ان فره ایزدی... کجا رفت آن کوروش دادگر..

 

دوستان امیدوارم خستتون نکرده باشم.. امیدوارم مطالب براتون جالب بوده باشه .. هر چند شاید خیلی چیزا رو از قبل میدونستین.. چون غیر ممکنه یه ایرانی هیچ اطلاعاتی از تاریخ و تمدن خودش نداشته باشه..  امیدوارم یه خورده بیشتر برای فرهنگمون ارزش قائل شیم.. و اجازه ندیم هر کسی با میزان دانش و مطالعه ی اندکش.. گستاخانه تاریخمون رو زیر سوال ببره..

یه روز سر کلاس استاد ادبیاتم حرف جالبی زد گفت: نخوندن تاریخ با سوزوندنش هیچ فرقی نداره..

دیگه قضاوت با شماست.. دوست دارم به این ادرس برید و نظراتون رو اگه دوست داشتین براش بزارین... با مطالب مذهبیه ایشون هیچ کاری نداریم... فقط مطالب تاریخیشون مدنظره...

اگه دوست دارین نظراتتون رو براشون بزارین..  اما نظرتون رو بعد از مقایسه ی مطالب هر دو وبلاگ لطفا به من بگید..

ممنون که وقت گذاشتین..

http://www.nokar-ahlebeit.blogfa.com/

نهان گشت آیین فرزانگان          پراکنده شد نام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند    نهان راستی آشکارا گزند

به نظر شما اشاعه ی فرهنگ و زبان پارسی ضربه ای به دینمون اسلام میزنه؟؟؟

اصلا به هم مربوطه؟!




نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن 1390 ساعت 05:31 ق.ظ توسط sogand shafei نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت